تلاش دولت ترامپ برای استقرار ناوگان بزرگ دریایی ایالات متحده در محدوده خاورمیانه و در رأس آن نزدیک شدن ناو هواپیمابر آبراهام لینکن به محدوده دریای عمان و خلیج فارس، بسیاری از تحلیلگران نظامی را به تکاپو واداشته تا پیشبینیها و احتمالات خود را نسبت به هر گونه تقابل نظامی میان تهران و واشنگتن، به ویژه در حوزه دریایی، مطرح کنند. در این راستا «اندیشکده و سایت مطالعات دفاعی امنیتی آسیا» سلسله مقالاتی را در این زمینه منتشر کرده که در هر یک از آنها به جنبههای مختلف این تقابل دریایی احتمالی پرداخته شده است. آنچه در اینجا میخوانیم، تلخیص و برداشتی از مقاله مفصلی است که به نقش و تأثیرگذاری پهپادهای ایرانی در جنگ دریایی میان ایران و آمریکا و حتی فراتر از آن، به تأثیر این پهپادها بر تغییر دکترین جنگهای دریایی در جهان اشاره دارد.
پهپادهای ایرانی؛ برترین سیستمهای پهپادی جهان
سایت مطالعات دفاعی امنیتی آسیا تحلیل خود از شرایط کنونی را با هشدار و در واقع اعترافی از مدیر اجرایی و یکی از بنیانگذاران یک شرکت بزرگ تولیدی پهپاد در ایالات متحده آغاز میکند که در آن وی هجوم پهپادهای ایرانی را خطری جدی و قابل باور، حتی برای قدرتمندترین گروههای تهاجمی ناوهای هواپیمابر جهان برآورد میکند. این در شرایطی است که استراتژی پهپادی ایران با وجود دههها تحریم، به یکی از بالغترین اکوسیستمهای پهپادی عملیاتی در جهان تبدیل شده است. با این ویژگیهاست که پهپادهای ایرانی با بهرهگیری از تراکم عددی محض میتواند حتی دشمنان برتر از نظر فناوری را نیز در هم بشکند.
دکترین جنگ نامتقارن پهپادمحور ایران
تحلیلگران نظامی در این مقاله عمده تمرکز خود را بر حضور ناو هواپیمابر آبراهام لینکن در محدوده خلیج فارس و کارآمدی آن در تقابل با پهپادهای ایرانی قرار دادهاند. در این راستا آنها تأکید دارند ناوهای هواپیمابر همچنان ابزارهایی ضروری برای بازدارندگی و نفوذ تلقی میشوند، با این حال استقرار این ناو هواپیمابر در محدوده آبهای اقیانوس هند و خلیج فارس، آسیبپذیری ساختاری آنها در الگوی قدرت دریایی مدرن را به شدت آشکار کرده است. این آسیبپذیری عمدتاً در برابر سیستمهایی همچون پهپادهای ایرانی است که تولید و استقراری بسیار کمهزینهتر دارند: «قدرت ایران در این سیستمهای پهپادی کمهزینه و با ظرفیت بالا، به ویژه پهپادهای تهاجمی یکطرفه که برای پرواز به سمت هدف و انفجار طراحی شدهاند، نهفته است. واقعیتی که فرضیات سنتی مبنی بر بقای ناوهای هواپیمابر در محیط ساحلی پرخطر را به چالش میکشد».
چگونگی اثرگذاری پهپادهای ایرانی بر ناوگان آمریکایی
پهپادهای ایرانی از چند طریق بر جنگهای دریایی مدرن و به طور خاص بر عملکرد تجهیزات نظامی بسیار مدرن و گرانبهایی همچون ناوهای هواپیمابر تأثیر میگذارند؛
الف. دگرگونی اقتصاد جنگهای دریایی؛ تقابل پهپادی ایران با ناوگان دریایی ایالات متحده میتواند اقتصاد جنگهای دریایی را با تحولی عمیق مواجه کند. در جایی که سرمایهگذاری ایران در بخش پهپادی از چند ده میلیون دلار تجاوز نمیکند، این پهپادها میتوانند هزینههایی سنگین به پلتفرمهای دریایی گرانقیمت ایالات متحده همچون ناو هواپیمابر آبراهام لینکن (با ارزش ۱۳ میلیارد دلار) وارد کنند.
ب. استفاده از ظرفیت اشباع در عملیاتهای نظامی؛ استفاده از تعداد و حجم انبوه پهپادها در عملیات نظامی، میزان آسیبپذیری نظامی را به شدت بالا میبرد. در مورد ناوهای هواپیمابر این مورد قابل یادآوری است که سیستم دفاعی لایهای آنها که برای تهدیدات با ارزش بالا و حجم محدود مانند هواپیماها و موشکهای ضدکشتی بهینه شده است، در برابر حملات مداوم و چندمحوره اشباعی پهپادها که به شکلی همزمان و در ارتفاع پایین انجام میشود، آسیبپذیر خواهد بود.
ج. تقابل با هدف جنگ فرسایشی و بهرهگیری از عنصر زمان؛ ایجاد تهدیدهای مداوم و کمهزینه از طریق پهپادها از مواردی است که پیش از این در تجربه عملیاتی آمریکا و متحدانش در دریای سرخ به وضوح مشاهده شده است. پهپادها و موشکهای حوثیها، عملیات دفاعی پایدار را اجباری کرده، ناوشکنها را از مأموریتهای دیگر منحرف و یکی از حیاتیترین کریدورهای تجارت دریایی را مختل کردند. این موارد برای تهران اعتبارسنجی واقعی چنین راهبردهایی را نشان داد، به ویژه با در نظر گرفتن مخاطرات ژئواستراتژیک تنگه هرمز در تأمین امنیت انرژی جهانی.
د. جنبه روانی؛ در یک گروه ضربت ناو هواپیمابر مانند آبراهام لینکن، حتی نفوذ محدود پهپادی میتواند عملیات پرواز را مختل و فرماندهی و کنترل را تضعیف کند و حتی در یک لحظه حساس سیاسی، آنها را به خروج از آبهای مورد مناقشه مجبور کند.
نقطه عطف تکامل دکترین جنگ دریایی
در نهایت تحلیلگران نظامی اندیشکده مطالعات دفاعی آسیا باور دارند تهدیدهای عملی و موثق ناشی از حملات پهپادی ایران به گروه ناوگان هواپیمابر آبراهام لینکن را میتوان نقطه عطفی در تکامل دکترین جنگ دریایی و نمایش قدرت در آینده تلقی کرد. در واقع میتوان گفت در عصر جنگهای دریایی مدرن، برتری فناوری دیگر به تنهایی تضمینکننده بقا نیست. در این عصر نیروهای دریایی در سراسر جهان باید تناقض میان پلتفرمهای به طور فزاینده نفیس و تهدیدهای در حال افزایش تسلیحات یک بار مصرف را برطرف کنند. این پویایی تضمین میکند حتی با بهبودی دفاع ایالات متحده، پوشش ناشی از تهدید پهپادهای ایرانی به جای کاهش، همچنان از نظر پیچیدگی گسترش مییابد.



نظر شما